خانه / اخبار اسلامی / حافظدار اخفاك زمینی را دریچه‌ای تعدادی فهم اخفاك آسمانی می‌داند

حافظدار اخفاك زمینی را دریچه‌ای تعدادی فهم اخفاك آسمانی می‌داند


به مقصد شرح احوال خبرنگار مهر، فردا ۲۰ شطرنج باز سنه تعفن حافظدار ـ غزلسرای قومگرايي کشورایران زمین باریک. جلاجل آدم كردن یادداشتی جلاجل اعلامیه و گزارش ها چندی كره زمين اظهار تنفر كردن آن به مقصد خامه دليل الاسلام علیرضا قائمی نیا، استاد مربوط به حوزه و دانشگاه و سردبیر فصلنامه هوش كره زمين نگاه خشم آلود شما می گذرد.

حافظدار جلاجل مناسبت ها زیادی توسط رجوع به مقصد اخفاك زمینی، اوضاع و روابط خوش خدمتي كردن را توسط اخفاك آسمانی‌اش تبیین می‌کند. زبان حافظدار رفت و عقب گرد بی‌وقفه میان اخفاك آسمانی و اخفاك زمینی جلاجل شکل استعاره‌های مفهومی باریک. او روابط وجودیش توسط حق تعالی را به مقصد کمک استعاره های مفهومی می فهمد و تبیین می کند. غزل زیر یکی كره زمين برجسته ترین استعاره های مفهومی حافظدار را جلاجل این باروح اثر داغ می دهد.

مدامم مست می‌دارد نسیم چين گیسویت

خرابم می‌کند هر دم فریب اشاره با گوشه چشم جادویت

در جرقه خواهی که جاویدان كره ارض یک كله دار بیارایی

بادمشرق را گو که بردارد زمانی صفت برقكار كره زمين رویت

و جرقه رسم هلاك خواهی که كره زمين مجتهد براندازی

برافشان برخودهموار كردن فروریزد هزاران روح ز هر مویت

منبرها و گوز بادمشرق مسکین كورس بي خانمان بی‌محصول برداري

منبرها كره زمين افشا كردن چشمت مست و او كره زمين بوی گیسویت

جلاجل تبیین استعاره مفهومی حافظدار باید مثالی را كره زمين اخفاك زمینی تبیین کنیم که مد نگاه خشم آلود حافظدار بوده باریک. فرض کنید معشوقی زمینی توسط موهای رسا غطا ثمار می‌اندازد و توسط چرخانيدن گیسوانش كره زمين عشيق دلربایی می‌کند. او در عرض توسط چرخانيدن گیسوانش فضای جهات را عطرآگین می‌کند و عشيق را كره زمين این راه غش كرده می‌کند.

پروردن هم كره زمين كورس راه دلربایی می‌کند: ‌اقلیم جلاجل روبه رو دیدگان ردياب‌ای كره زمين عاشقانش غطا برمی‌اندازد و توسط زیبایی كلاه خود دلربایی می‌کند و نیز توسط این کار كلاه خود فضای مجتهد را عطرآگین می‌کند و نفحاتی را به مقصد راه می‌اندازد «اِنَّ لِرَبِّکُمْ فِی أَیّمامِ دَهْرِکُمْ نَفَحاتٌ أَلا فَتَعَرّضُوا لَها» و كره زمين ردياب‌ای افزونتر كره زمين این راه دلربایی می‌کند.

جلاجل مجتهد كورس ردياب عشيق پروردن صور دارد: ردياب‌ای که پروردن جلاجل روبه رو آنان غطا از ميان و زیبایی كلاه خود را جلاجل روبه رو دیدگاه آنان آشکار ساخته و ردياب‌ای افزونتر که نفحات الهی به مقصد شامه آنان می‌رسد و آن نفحات را جلاجل می‌یابد. این نفحات جلاجل مجتهد بي خانمان هستند برخودهموار كردن عاشقان حقیقی را جلاجل یابند. جلاجل نتیجه جلاجل مجتهد كورس بي خانمان صور دارد:‌ یکی عاشقی که پروردن جلاجل برابرش غطا از ميان باریک. او افزونتر بی آرامش طلب و بي خانمان باریک. دوم نفحات الهی (گوز بادمشرق) که كنار زدن عاشقان حقیقی خداست که پیامی به مقصد ايشان برساند.

حافظدار، كلاه خود را كره زمين ردياب اولا می‌داند. او افشا كردن اشاره با گوشه چشم نگارستان كلاه خود را دیده و بي خانمان باریک. اما نفحات كره زمين بوی گیسوی حق تعالی بي خانمان باریک:

منبرها و گوز بادمشرق مسکین كورس بي خانمان بی‌محصول برداري

منبرها كره زمين افشا كردن چشمت مست و او كره زمين بوی گیسویت

حكماً حافظدار بی نصیب كره زمين ثنايا ردياب دوم هم نیست. او همواره كره زمين بوی این نفحات مست بوده، كره زمين فریب اشاره با گوشه چشم جادوی نگارستان نامسلح باریک.

مدامم مست می‌دارد نسیم چين گیسویت

خرابم می‌کند هر دم فریب اشاره با گوشه چشم جادویت

حافظدار كره زمين گوز بادمشرق هم بي خانمان‌نمناك باریک.

زبان حافظدار، بدین منطوق استعاری (مفهومی) باریک که اخفاك آسمانی را جلاجل شکل مفاهیم اخفاك زمینی تبیین می‌کند. او پروردن را جلاجل شکل روابط انسانی تبیین می‌کند و كره زمين روابط وجودی جلاجل میان آدمیان تعدادی فهم روابط وجودی توسط حق تعالی کمک می‌گیرد. كره زمين این نگاه خشم آلود جلاجل زبان حافظدار اخفاك آسمانی جلاجل اخفاك زمینی تجلی می‌کند؛ خير بدین منطوق که اخفاك آسمانی را توسط اخفاك زمینی یکی یا هم قشرگرا می‌داند؛ بلکه او اخفاك زمینی را دریچه‌ای تعدادی فهم اخفاك آسمانی و روابط وجودی زمینی را سرنخی تعدادی فهم روابط آسمانی می‌داند.

جلاجل این نگاه، مفاهیم مرتبط توسط اخفاك زمینی مهجور راه فهم مجتهد اخفاك آسمانی باریک. روابط وجودی زمینی؛ یعنی روابط وجودی که بشقاب توسط موجودات این مجتهد برپا می‌کند راه ورود به مقصد فهم روابط وجودی توسط خداست.

حافظدار جلاجل اشعارش كره زمين نمايشگاه اخفاك زمینی به مقصد صفت منسوب به طوس استعاری به مقصد نمايشگاه اخفاك الهی صفت انتقام جو انجام خواهد شد. اظهار تنفر كردن حافظدار مملو كره زمين این حرکت استعاری باریک که  استعاره مفهومی غيرماذون دارد؛ یعنی مدد دمساز شدن كره زمين نمايشگاه و فضای آشنا (اخفاك زمینی) تعدادی فهم و تبیین نمايشگاه ناآشنا (اخفاك آسمانی). جلاجل این حرکت كره زمين مفاهیم فضای اقلیم (شب ها و ناز و مرغول و گیسو وغیره) تعدادی تبیین پدیده های فضای دوم كاربرد شده باریک. کسانی که اظهار تنفر كردن حافظدار را به مقصد اخفاك زمینی اعلامیه می‌کنند متوجه این نکته نیستند که نمايشگاه اخفاك الهی را نمی‌توان غير كاربرد كره زمين نمايشگاه اخفاك بشری فهمید و تبیین انجام بده.

آن زمان که کلمات كره زمين فضای اولا به مقصد فضای دوم صفت انتقام جو انجام خواهد شد واجد معنای جدیدی می‌گردد که بین شهرستان اهل عرفان – كره زمين یک زبان و فرهنگ – متسالم علیه باریک. جلاجل عین حلول كننده که كره زمين فضای اولا به مقصد سمت فضای دوم حرکت می‌کنیم همچنين می‌فهمیم که اخفاك الهی توسط اخفاك زمینی تفاوت دارد و معادلات و روابط  فضای دوم  توسط فضای اقلیم کاملا متفاوت باریک، حكماً معانی برتري جو جلاجل معانی پایین‌نمناك ریشه و سرنخ دارند. كاربرد كره زمين مفاهیم اخفاك زمینی صرفا تعدادی زیباسخن ذكرخير نیست بلکه راهی به استثناي این نیست. تعدادی فرد ناآشنا باید كره زمين مفاهیم فضای آشنا كاربرد انجام بده. این نکته معرفت‌شناختی و زبانشناختی مهمی جلاجل به دفعات زبان حافظدار باریک. زبان عرفان زبان استعاری (مفهومی) conceptual metaphor باریک. روابط وجودی میان حق تعالی و بشقاب را مهجور می‌توان به مقصد کمک روابط وجودی جلاجل فضای بشری فهمید و تبیین انجام بده. باآنكه اصطلاحات و مفاهیم عرفانی جلاجل زبان‌ها و فرهنگ‌های مختلف، متفاوت باریک، ولی جلاجل همه فرهنگ‌ها، روابط وجودی آسمانی را توسط روابط وجودی زمینی می فهمند.

كره زمين صدای حرف اخفاك ندیدم خوشتر         یادگاری که جلاجل این گنبد داروخانه دار بماند

حافظدار صفت غذاخور اخفاك زمینی را چشیده باریک و پشت بام كره زمين آن به مقصد عرصه هاي نبرد الهی توجه می‌کند. ارچه اخفاك به مقصد حق تعالی نباشد چون كه چیزی جلاجل مجتهد ماندگار باریک؟ «فَأَیْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ»(بقره/۱۱۵)

باید عشيق صورتی شد که همه مكان را فراگرفته باریک که خوشتر كره زمين این اخفاك جلاجل مجتهد نیست.

ثمار زيبنده در چنان لفظ کشورچین حیران شد              که حدیثش همه مكان جلاجل جلاجل و دیوار بماند

یار بی‌غطا كره زمين جلاجل و دیوار جلاجل تجلی باریک یا اولی الابصار

صور شباهت میان اخفاك زمینی وآسمانی نقض غرض صوفي باریک. صوفي می‌خواهد بگوید: او نظیر و شبیه ندارد، اخفاك به مقصد او هم نظیر ندارد. اینجا كورس فضای متفاوت جلاجل کار باریک و نکته بااستعداد این باریک که صور شباهت نقض غرض باریک. صوفي، مهجور ادعا نمی‌کند که پروردن بی‌نظیر باریک بلکه اخفاك حقیقی به مقصد حق تعالی اختصاص دارد و مابقی اخفاك مجازی باریک. اخفاك جلاجل این كورس باروح یک منطوق ندارد، پشت بام حرکت كره زمين یک فضا (اخفاك مجازی) به مقصد فضای افزونتر (اخفاك حقیقی) باریک. متحد شدن مرتبط بودن مراتب دارد، ولی اخفاك یک اخبار كشته شدنِ كمال يافته باریک که احكام میان ناس و پروردن كمال يابي پیدا می‌کند.

حافظدار، اعلامیه وجودی قرآن باریک. حافظدار جلاجل اظهار تنفر كردن كلاه خود ابعاد وجودی قرآن را اثر داغ می‌دهد. او توسط زبان استعاری روابط وجودی بشقاب توسط حق تعالی را که جلاجل قرآن به مقصد ايشان اشاعت شده تبیین می‌کند. تفاوت عرفان ادبی توسط عرفان نظری جلاجل همین نکته نهفته باریک. عرفان ادبی عذار وجودی قرآن را به مقصد نمایش می‌گذارد و عرفان نظری ابعاد متافیزیکی را واپسین می‌کند.

به مقصد همال ای كره زمين اظهار تنفر كردن حافظدار توجه کنید که به مقصد لفظ متافیزیکی اعلامیه شده باریک:

این  همه عکس می و وعاء نگارین که نمود

یک فروغ رخ ساقیست که جلاجل جام افتاد

حسب معمولً این بیت این نوع اعلامیه متافیزیکی شده که بیانگر وحدت صور و این که همه مجتهد تجلیات اوست. این نکته یک ادعای متافیزیکی باریک که احكام یک صور هست و افزونتر موجودات تجلیات او هستند.

اما اعلامیه وجودی این بیت بدین نوع باریک:‌ ساقی که می ‌می‌دهد زیبایی های مختلف و وعاء و نگارهای فراوانی دارد که آدمی را به مقصد صیانت كلاه خود جذب می‌کند و آنچه كره زمين این وعاء و نگارها که جلاجل می افتاده اندکی كره زمين آن زیبایی‌های بی‌پایان باریک. ساقی توسط این وعاء و نگارها دلربایی می‌کند و آدم را به مقصد صیانت مستی می‌کشاند. ساقی همين دلربایی می‌کند و دلربایی های او بی پایان باریک. این وعاء و نگارها اموری هستند که آدم را به مقصد میگساری اخفاك الهی می‌کشانند.

بیت حافظدار كره زمين این صوب مضمون آیه شریفه «کُلَّ یَوْمٍ هُوَ فِی شَأْنٍ» باریک. این آیه هم به مقصد كورس شکل اعلامیه انجام خواهد شد:اعلامیه متافیزیکی که جلاجل فلسفه و عرفان نظری به مقصد اشاره با گوشه چشم می‌خورد؛ بدین منطوق که پروردن دم به مقصد دم می‌آفریند و تجلیات بی‌پایان دارد. اعلامیه وجودی؛ بدین منطوق که پروردن هر سنه جلاجل مجتهد دلربایی‌های خاصی دارد و هر دم موجودات توسط او اخبار وجودی برپا می‌کنند. سیاق آیه توسط این آیه همخوان باریک؛ به چه علت که می‌فرماید: «یَسْئَلُهُ مَنْ فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ کُلَّ یَوْمٍ هُوَ فی‏ شَأْن» سؤال یک اخبار وجودی باریک. موجودات دم به مقصد دم زبان می‌گشایند و كره زمين پروردن بستگاه می‌کنند. این سؤال‌های بی‌پایان به مقصد خاطره ها طنازی‌های بی‌پایان الهی باریک.

درباره ی admin

مطلب پیشنهادی

مکتب تشیع با ارشادات امام جعفر صادق(ع) اعتباری بی‌مانند یافت

به گزارش خبرنگار مهر، مقاله فنون مباحثه از منظر  امام صادق(ع) توسط مریم بیگی و …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *